مرمرو

نوشته‌های مرجان عالمی، عاشق بی‌قرار تورنتو

Tuesday, March 01, 2005

پريسا

به حريم خلوت خود شوی چه شود نهفته بخوانيم
به کنارمن بنشينی و به کنار خود بنشانيم
من اگرچه پيرم و ناتوان تومرا زدرگه خود مران
که گذشته درغمت ای جوان همه روزگار جوانيم
صدای مامانم از تو آشپزخونه ميومد که آهنگ پريسا رو می خوند. بوی زرشک پلو هم از تو آشپزخونه ميومد. اين آهنگ بوی بچگی هامو ميده. صدای مامانم خيلی خوبه و خوب هم می خونه. نمی دونم چرا من حتی يک بيت هم نمی تونم رو نت بخونم. دلم برای بی خيالی بچگی ام تنگ شده.

2 Comments:

  • At 8:14 PM, Blogger bahman said…

    akheey...delam sookht...Mastoo kheira meikhoram oo Web Log meikhonam..

     
  • At 7:33 AM, Blogger Prophet Of Love said…

    به حريم خلوت خود شوی چه شود نهفته بخوانيم
    ...
    یه جورائی مثل اینکه گذشت زمان یا بی توجهی ات در بچگی ( با این که مهم نیست زیاد) کلمات تصنیف رو از یادت برده . به جای " شوی " باید بزاری "شبی " . روزگار به کام .

     

Post a Comment

<< Home