مرمرو

نوشته‌های مرجان عالمی، عاشق بی‌قرار تورنتو

Thursday, July 06, 2006

مارکوپولو






بيست و سه جون تا ساعت هفت شب کار کردم و ساعت ده پروازم بود.
بيست و چها ر جون رسيدم لندن و بعد پرواز کردم به میلان شب رو ميلان بودم
بيست و پنج جون رفتم آولا در توسکانی عروسی شعله
یيست و ششم برگشتم ميلان و رفتم کايزرس لاترن برای بازی ايتاليا و استراليا
بيست و هفتم رسيدم ژنو و روزبيست و هشتم با امير رفتيم تو کوههای سويیس
بيست و نهم رفتم پاريس تا روز سوم جولای بازی انگليس و پرتغال و فرانسه و برزيل رو اونجا ديدم.
چهارم بروکسل بازی ایتاليا و آلمان با مهراد و علی و ليلی
پنجم لندن و تورتنو.
اينها رو نوشتم که يادم نره . حالا کم کم سفر نامه می نويسم. وقتی فرانسه برزيل رو برد من پاريس بودم و این ملت فرانسوی ريخته بودن بيرون و خل بازی. همش هم می گفتن آله بلو و آله زی زو. راستش می تونستم بيشتر بيرون بمونم و تماشا کنم ولی اينقدر وحشی بازی درآوردن که پليس آمد و من هم چون تنها بودم از ترسم رفتم خونه. بازی ايتاليا و آلمان رو توی بروکسل ديدم با دوتا طرفدار سرسخت ايتاليا و آلمان. بعد از برد ايتاليا متوجه شديم که بروکسل کلی ايتالیايی داره. تا صبح تو خيابونها بوق می زدن و خوشحالی می کردن.
بازی ايتاليا و استراليا رو توی استاديوم ديدم که خيلی باحال بود و گل دقيقه آخر حسابی هيجان انگيزش کرد.
يک بلوز تيم ملی انگليس خريدم با شماره بکهام. اولين بار در عمرم سايزم رو پيدا کردم.
و الان چون تيم های مورد علاقه ام که به ترتيب ايران و انگليس و برزيل بودن حذف شدن
Allez les Bleus! Allez Zizou!
آقا شرمنده که من گفتم طرفداری ايتاليا رو می کنم در فینال. ولی ته دلم تيم فرانسه رو بيشتر دوست دارم. و مخصوصا آقای زيدان.
ديگه اينکه اومدم شهر خودم و هيچ جا خونه آدم و شهر آدم نمیشه. البته پاريس یک چيز ديگه بود.
کلی دوستامو ديدم تو اين سفر که خيلی بهترش کرد و کلی هم دوست جديد پيدا کردم.
اين هم يکی از دوستايی که تو عروسی دختر عموم باهاش آشنا شدم. اسکات دوست غير مستقيم شعله هست که خيلی هم خنده دار و بامزه است و تمام عروسی کلی از دستش خنديدم. يک تيکه هم این دی جی جواد ايتاليایی تايتانيک گذاشت و اسکات هم کلی ادا درآورد!
عروس و داماد رو هم که می بینين که خيلی قد بلند هستن و من در کنارشون مثل مردم لی لی پوت به نطر ميام.

3 Comments:

Post a Comment

<< Home