مرمرو

نوشته‌های مرجان عالمی، عاشق بی‌قرار تورنتو

Monday, October 16, 2006

Catching Up

خيلی وقته که چيزی ننوشتم. حسابی گرفتار بودم. اين هفته آخرين هفته سر کارم هست و سه هفته بعدش تعطيلم. کار جديد هم معلوم نيست کی شروع بشه.بيست و چهار سپتامبر بالاخره نصف ماراتن رو در دو ساعت و هشت دقيقه دويدم و اگه این درسم رو هم قبول بشم تمام کارهايی که می خواستم تو امسال بکنم رو انجام دادم.پاییز شده اينجا و خيلی خوشگله. کارامل رو که می برم بيرون کلی حال می کنم با رنگ درختها . بی خود نيست که پرچم کانادا يک برگ قرمزه. همه جای اين کشور توی پايیز قرمز می شه و اينقدر قشنگه که حد نداره. فيلم دیپارتد رو ديدم هفته پيش . خيلی فيلم خوبیه بعد مدتها چسبيد. اصلا نمی تونستم حدس بزنم که آخرش چی میشه و مثل فيلم های هاليوودی هم آخرش همه خوشحال خندان نمی رن خونشون. مارک والبرگ رو هم من خیلی دوست دارم که نقش باحالی رو توی فيلم بازی می کرد. هنوز وست وينگ نگاه می کنم. به فصل دوم رسيدم. خيلی به قول اين خارجی ها خیلی سريال باهوشيه! خيلی ترجمه افتضاحيه ولی منظورم اینه که کلی به معلومات آدم راجع به اینکه دولت آمريکا چه جوری اداره می شه اضافه می شه و کلا خيلی کشش داره و اگه چهار پنج تا قسمتشم باهم ببينم خسته نمی شم. اگه يک دولت خوب دموکرات سر کار باشه من بدم نمیاد تو کاخ سفید کار کنم. البته کار کردن در اونجا یعنی بی خیال زندگی برای چهار سال يا هشت سال. کلا حالا دعوت نامه نفرستادن و فکر نکنم ايرانی تبار ها رو دورو بر کاخ سفيد هم راه بدن. ولی تماشا کردن سريال آدم رو وسوسه می کنه.
راستی می دونين که کاخ سفيد قبلا سفيد نبوده. کانادايی ها حدود سال هزارو هشتصد و چهارده کاخ سفيد رو آتش زدن و بعد از او کاخ سفيد رو سفيدش کردن! اين بد بودن کانادايی ها با آمريکایی ها رو من به چشم خودم ديدم. من که از کارم استعفا دادم یکی از دلايلش اين بود که وسط های سپتامبر یک شرکت امريکايی شرکت مارو خريد و من زياد دلم نمی خواست که برای آمريکايي ها کار کنم. وقتی که استعفا دادم به بعضی از همکارام گفتم که دلم نمی خواست واسه آمريکایی ها کار کنم مخصوصا که دفتر مرکزی این شرکته وسط ایالت جمهوری خواه جورجياست. از اون روز به بعد کلی محبوب شدم همه ميان سراغم و می گن آفرين و کلی دلشون از اين آمریکايي ها پره. ولی با اين همه من حاضرم در کاخ سفيد کار کنم برای يک دولت دموکرات حتی اگه به قيمت از بين رفتن چهار سال از زندگيم باشه.
و اما در گزارشات شنيده شده که آقای ديويد بکام ممکنه که برای يک تيم آمريکای شمالی بازی کنه و بعد از لوس انجلس و نيويورک ملت به تورنتو هم اميدوارند. باشد که ايشان رخصت دهند و خاک پاک تورونتو اف سی را مزين به شماره هفت بنمايند. الهی آمين.
راستی جفت دروازبانای چلسی ضربه مغزی شدن ! باشد که امسال من یو قهرمان شود!

8 Comments:

  • At 3:04 PM, Anonymous makhmalbanoo said…

    salam , che ajab khanoomi ,modat ha bood ke naneveshte boodin
    montazer neveshtehaye baadi hastam
    shad bashid

     
  • At 10:52 PM, Blogger Shadan said…

    marj... update shod. aliyeh... #7 rocks and rolls!!!

     
  • At 11:43 PM, Anonymous Anonymous said…

    خوشحالم كه بعد از مدتها خوشحال به نظر مي رسي. اميدوارم واقعا خوشحال باشي

     
  • At 2:00 AM, Anonymous poor black mattie said…

    I bet you like Mark Wahlberg because of Boogie Nights, that huge cock was not his in the last scene! About working in american company, think again, as Jack Nicholson said, when you're facing a loaded gun, what's the difference?! overall it's good to see you back! you've got so many fans.

     
  • At 12:12 PM, Anonymous Negin said…

    salam
    kolli sare kar bodim in moddato ;) hamishe miomadam mididam chizi nanevshti
    fek kardam omadi IRAN ;) ama na enagar soro moro gondeh hamonjaie o az jat tekonam nakhordi ;) emroz baz tanbali kardi nanevshti nakone gharare bazam 2 mah berim sare kar ? ;)
    Take care

     
  • At 2:04 PM, Blogger farshad said…

    white house ro ta jaee ke man yadame englisa atish zadan na canadaia. take care

     
  • At 4:10 AM, Anonymous leili said…

    excuse my curosity.. you buy starbucks coffee everyday but you wouldn't like to work for americans??

     
  • At 10:34 AM, Anonymous Anonymous said…

    Leili, I totally agree with you. I don't go to Starbucks for precisely the same reason and try to avoid AMERICAN goods, one has to unified in one's stance: not eat the cake and have it too!

     

Post a Comment

<< Home