مرمرو

نوشته‌های مرجان عالمی، عاشق بی‌قرار تورنتو

Thursday, February 01, 2007

بدترین روز

امروز بدترین روز برای وبلاگ نوشتن. احتمالا کلی کامنت عوضی می گيرم ولی من وقتی ناراحتم بايد بنويسم. امروز بدترین روز زندگی من بود. گلو درد بدجور دارم و تمام تنم درد می کنه. حقمه. من نه مامان خوبی برای کارامل بودم نه دوست خوبی نه دوست دختر خوبی نه فرزند خوبی نه کارمند خوبی نه شاگرد خوبی نه آدم خوبی. همه کارام نصفه نيمه و داعونه. سی سالمه هنوز نمی دونم از دنيا چی می خوام. هنوز مثل دوران هفده سالگی اشتباه های وحشتناک می کنم. نمی دونم کارما وجود داره يا نه ولی در مورد من درجا کار می کنه. شايد اتفاقيه ولی هر کار بدی می کنم فوری فرداش سرم مياد بد جور. کاش می شد فرار کنم از زندگی از کار از همه چی. کاشکی يه جوری بزرگ می شدم و جدی می شدم مثل همه آدم بزرگ ها که مسائل احمقانه زندگی براشون بی اهميته.بايد يک تغيیر اساسی در زندگی ام بدم. بايد عوض شم باید باید بزرگ شم. از امروز متنفرم.

23 Comments:

  • At 8:41 PM, Anonymous Anonymous said…

    I'm sorry to hear these things, but if there is any consolation, we are more or less all like you. Rare are those who know what they really want from life and even the so-called "adam bozorg-ha", which is exactly what Antoine de Saint-Exupery does not want us to be, have their own weak-points. And as for today being "bad-tarin rooz": It could always be worse.

     
  • At 7:57 AM, Anonymous Anonymous said…

    Ghosse nakhor joonam,
    man haminjoori dooset daram, manam bozorg nashodam,baziha hichvaght bozorg nemishan.ghose nakhor

     
  • At 8:51 AM, Blogger Shadan said…

    i luved the way mr./ms. anonymous referred to Antoine de Saint-Exupéry
    very true
    keep smiling marj
    s

     
  • At 10:36 AM, Anonymous - - said…

    i just wanted to leave a happy birthday note for a friend in orkut. drawn to your web log and read this. as long as you question and critisise yourself, you are fine. hope you feel better. come out to downtown core in this weekend, welsly east, cold and ach could be depressing:)
    sickness sometimes cleansing.
    eshtebah? i'm not sure about that. lets look at ways as one or another rather than good or bad.
    you can say i'm not a good emploee as well becasue i'm writing a comment now:)

     
  • At 11:00 AM, Anonymous Anonymous said…

    Do you read Glamour magazine?? I know this is gonna come across as very shallow but I think sometimes it's got such inspiring true stories about women...makes you forget about things that you tink are bad...Stop beating yourself up...We all make mistakes and that's how we learn...and next time we make better decisions...don't let little things take control...be happy...

     
  • At 2:46 PM, Blogger Hesam said…

    بازيگر قصه نخور ما هممون مثله هميم

     
  • At 6:46 PM, Anonymous armin said…

    dokhtare golam,
    There's no such thing as a mistake. There's what you do and what you don't do.

     
  • At 8:42 PM, Blogger ml said…

    Everybody makes mistakes... no exception! But you should be happy that you see the consequences of your supposedly bad actions and/or decisions immediately, like you said.Because, first of all, it makes you more self-conscious...meaning that you know where you went wrong. The fact that you even mention it which makes you even more respectable in the eyes of the people who are also like you. Second, usually when people do something wrong and the next thing they know is the negative result of that, implies the fact that their mistakes are common and unimportant. Big mistakes affect us in the long run. So no worries. Don't blame yourself! :)

     
  • At 4:31 PM, Anonymous یک پنتیوم 233 کمی احساساتی said…

    بابا ول کن این حالات دپرسشنو. ههه دنیا فدای یه تار موهات.

    هر جا هستی موفق باشی.

    من یکی که خیلی دوست دارم.

    یک پنتیوم 233 کمی احساساتی

     
  • At 4:07 AM, Anonymous Shahriar Memar said…

    Take it easy girl. Everuthing will get better soon, don't worry! It takes rain to make rainbow...

     
  • At 8:10 AM, Anonymous Anonymous said…

    من36 سالمه و همچنان یه پسر بچه هستم.یکی از علایق من خرید اسباب بازیه. بیخیال بزرگ نشو.

     
  • At 10:20 AM, Anonymous نگین said…

    هرچی فکر کردم مطلب مناسبی برا این پستت پیدا کنم که بنویسم چیزی به دهنم نیومد تو پست قبلیت یه چیزایی نوشتم برات فکر میکنم یه بارم بخونیشون بد نیس یه شعر تو یه یلاگ دیده بودم یه جا نوشته بودم فک کنم من که برا هر پستت یه چیزی مینویسم اینم اینجا بنویسم ارزششو داره

    دل که بشکست از کسی ،

    خرسند کردن مشکل است

    شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

    کوه را با آن بزرگی می شود هموار کرد

    حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است

     
  • At 4:20 PM, Anonymous Anonymous said…

    حالا چیکار کردی که انقدر از دست خودت ناراحتی؟

     
  • At 3:43 AM, Anonymous Pourya said…

    Dude! I make a mistake 100 times and I am passed 25 now. Your post makes me feel that I am not alone :)

     
  • At 9:34 PM, Anonymous علی ش said…

    سلام
    من امروز بطور اتفاقی که توی ارکات میچرخيدم اون لينک رو زدم و وبلاگتو ديدم، واییی چه احساسات مشابهی. من هم فکر ميکنم هنوز بعد از 32 سال که از زندگيم ميگذره نمی دونم چی ازش ميخوام

     
  • At 11:59 PM, Blogger The Tough Guy said…

    Seems like most of us are in the same damn sinking boat!

     
  • At 1:07 AM, Anonymous mohamad said…

    سلام من تقريبا تمام مطالبت را خوندم به نظرم مهمترين مشكل تو بي دين بودنت هست شايد با مسلمون شدن وپايبند بودن به دستورات اون وضعيتت بهتر بشه

     
  • At 4:06 PM, Anonymous reza said…

    There is nothing "to want" from life, life is to live! nothing more ... if you don't enjoy your life consider increasing physical activities, if that does not work, consider improving your sex life, if that does not work, consider getting treatment for depression ... but whathever you do, do not look for meaning in life :)

     
  • At 1:15 PM, Anonymous Anonymous said…

    Shayad nadooni bad tarin rooz yani chi felan khoda ro shokr kon man alan daram divoone misham in commetn ro ham baraye hamin minevisam

     
  • At 1:38 PM, Anonymous Monie said…

    Salam marjan bad tarin rooz baz ham in nist shayad siah tar felan khoda ro shokr kon ke injoori hast

     
  • At 11:35 AM, Anonymous حرف زيادي said…

    خب اينكه چجوري من به اينجا رسيدم يه كمي همچين عجيبه ولي من عكساتونو توي فليكر ديدم البته فكر ميكردم بايد همسن و سالاي خودم باشيد ولي الان فهميدم كه مادر هم هستيد!...بهرحال چون يكي دو تا از پستاتونو خوندم دلم نيومد كامنت نذارم براتون:)

     
  • At 3:07 AM, Anonymous ژوكر said…

    فكرش رو نكن."اين نيز بگذرد". خيليها نمي دونن از زندگيشون چي مي
    خوان ولي به روي خودشون نميارن اما تو شجاعانه اين حس رو بيان كردي.من فكر مي كنم بخش "سوپر ايگو" در وجودت يه كم زيادي قوي شده,زياد به خودت سخت نگير
    شاد و موفق باشي

     
  • At 8:23 AM, Anonymous سرگردان said…

    سلام مرجان
    چه جالب تو هم اسير تفكر كارمايي و تناسخ شدي؟
    گرچه اين اصلا بي معني ايه ولي به قول يك دوستي يك از جنبه هاي تناسخ بد جوري جواب سوال آدمو ميده و منطقيه!
    اين كه چرا خدا بعضي ها و بدبخت و بيچاره و يا شل و شول و اوراق خلق ميكنه و يا بلاهاي آنچناني سر شون مياره!

    آدم جالبي هستي در يك نگاه به وبلاگت پر از حرفي و گفتن
    آروز ميكنم هيچ وقت اجاق آبي حرفات خاموش نشه

     

Post a Comment

<< Home